تبليغاتX
پروکسیما

proxima

روزبه بنی فضل

proxima

http://proxima.blogfa.com

پروکسیما

پروکسیما

پروکسیما

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود

پروکسیما

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " پروکسیما " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


غرق تمنای تو ام

 

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
 آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

 
آنرو ستانم جام را آن مایه آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم

" رهی معیری "

روزبه بنی فضل یکشنبه 27 اردیبهشت1388  نظر بدهید!

من نمی دانم

اگر خدا را دوست داشته باشیم ،طبعاً ساخته های دست او را هم دوست داشته و به آنها مهر می ورزیم و می دانیم چیزی را که (( فریدون مشیری )) نمی داند:

 

من نمی دانم

                 - و همین درد مرا سخت می آزارد

که چرا انسان ،این دانا

                       این پیغمبر

درتکاپوهایش

      - چیزی از معجزه آن سوتر

ره نبردست به اعجاز محبت،

                      چه دلیلی دارد؟؟؟

 

چه دلیلی دارد؟؟؟

که هنوز

مهربانی را نشناخته است؟

و نمی داند در یک لبخند،

چه شگفتی هایی نهفته است!!

من برآنم که در این دنیا

خوب بودن – به خدا – سهل ترین کارست

و نمی دانم ،

که چرا انسان ،

       تا این حد ،

             با خوبی

                     بیگانه است؟؟؟

و همین درد مرا سخت می آزارد !

                                                " از کتاب  لطفاً گوسفند نباشید صفحه 125  "

روزبه بنی فضل پنجشنبه 27 فروردین1388  نظر بدهید!

انتظار

سه نقطه های تو گاهی هزار واژه

و من هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب

همیشه معنی صد اضطراب...

من،بی تو

همیشه دیدن پرده ی شما در خواب

چه عاشقانه ی پوچی! تو خوب می دانی

میان این همه رویا ،فقط تویی کمیاب

و من چه خسته تو را چون سراب می جویم

چه فصل خالی و تلخی ست سهم من زین خواب

کجاست آنکه حضور تورا قصه قصه ،فصل به فصل

بخواند از تو غزل های ناب بی پایان

چه روزگار غریبی ست نازنین،

آری نه حرف مانده برایم،نه عشق های مجاب

بیا... تمام کن این انتظار را در من

بدون شرح و سه نقطه... پر از حکایت ناب

یکی بود و یکی نبود ....

و من هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب

روزبه بنی فضل دوشنبه 5 اسفند1387  نظر بدهید!

اصلا ً این بازی یک نفره نیست !!!

  گفتم : کبوتر ِ بوسه!
  گفتی : پَر!
  گفتم ‍: گنجشک ِ آن همه آسودگی!
  گفتی : پَر!
  گفتم : پروانه پرسه های بی پایان!
  گفتی : پَر!
  گفتم : التماس ِ علاقه،
  بیتابی ِ ترانه،
  بیداری ِ بی حساب!
  نگاهم کردی!
  نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد،
  نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید!
  سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
  از شنزار ِ انتظار من بجوشد!
  عاشقم کردی! همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه!
  و آخرین نگاه تو،
  هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است!
  حالا - بدون ِ تو!-
  رو به روی آینه می ایستم!
  می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار،
  کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه!
  و کسی در جواب ِ گفته های من «پر!» نمی گوید!
  تکرار ِ آن بازی،
  بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست!
  پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی،
  باز هم می نویسم:

         برگرد!

" یغما گلرویی "

پی اس ۱ : . . .  به قول اِبی :

حالا اینجا، تک و تنها پر پر گذشته هاتم

نارفیقانه بریدی؛ ولی من هنوز باهاتم 

هردومون تنهای تنها، هرکدوم یه جای دنیا

جای تو خالیه اینجا؛ جای من خالیه اونجا

 

پی اس ۲ : . . . . به قول آرین :

بی تو، با تو بودن شده شب و روزم

بی اما یادت بامنه هنوزم

تویی توی رگهام، تویی توی حرفام

اما جای دستات خالیه تو دستام

روزبه بنی فضل جمعه 4 بهمن1387  نظر بدهید!

کاش می دانستی...

چگونه می توانم به جان بخرم که اگر من به سراغ تو نیایم تو هیچ نشانم را نمی گیری ؟

دوست داشتم اگر عاشق می شدم هرگز از عقل صحبتی به میان نمی آمد چرا که در ذهن کوچک من عقل پاکی عشق را باطل می کرد

نمی خواستم با منفعت و مصلحت عاشق باشم,اما تو خواستی ومن به خاطر اینکه مرا از خود نرانی نقش عاقل را پذیرفتم

کاش مرا به گوشه ی باید ها نمی کشاندی و می گذاشتی در اشتیاقم محو شوم

تو که نمی توانی مرا به قله ی نبض نگاهت ببری چرا پذیرفتی عاشقت باشم؟چرا؟

لابد پنداشتی خام است دیوانه است اصلا شاید هوس کرده بگذار باشد,باشد وبسوزد و بداند که من در طلوع هیچ روزی به انتظارعبور او نیستم

آری همه اش مصلحت است مگر می شود تو با آن همه غرور و قرارداد اجتماعی پایبند عشق من باشی؟

محال است مثل این است که ریگی در پای کوهی افتد و میل به صعود بیابد

من در زیر سنگهای نگاه تو له شدم و تو هیچ نفهمیدی

عشق تو برایم مصیبت بود و تو فقط یک هم درد که گاه با الفاظ قانع کننده قلب بیمار و کور مرا مثلا بینا میکردی .

هیچ از آنچه می گویی نمی فهمم فقط یک کلمه ((عاشقم )) همین کافیست برایم که بدانی تو فریاد ثانیه هایی  بوده ای که آنها را با زخم سخت سکوت ساخته ام.

روزبه بنی فضل پنجشنبه 5 دی1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
غرق تمنای تو ام
من نمی دانم
انتظار
اصلا ً این بازی یک نفره نیست !!!
کاش می دانستی...
ساقی
از دل برود هر آنکه از...
خداحافظ
کنارم باش
لحظه آبی عشق!
درباره وب
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
دیگر وبلاگ خودم
معرفی پرکسیما
هوای خنک استغناء - مریم -
اندر احوالات بوفه نشینان " کاروارد "
عاشق مترسک - نسیم -
شباويز - لیلا
شب های مهتابی - مهتاب -
فردا - نیلوفر -
چشم های منتظر - مژده -
ستاره - ستاره -
قاصدک - علی حاجیان -
خزون دلها - امیر -
عشق خفن - بهار -
عطر شقایق - مریم -
زندگی - آیدا -
رویاهای نیمه شب -غزال -
بنویس از سر خط...!!! - نگار -
تنهایی من - صدف -
گل یخ - مرجان -
فرزند سرما - امیر حسین -
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان قالب وبلاگ

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ