تبليغاتX
پروکسیما

شنبه 17 دی1384

رسم زمونه

 

عجب رسميه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
 ميرن آدما‚ از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا مي مونه
كجاست اون كوچه ‚ چي شد اون خونه
 آدماش كجان خدا مي دونه
بوته ي ياس باباجون هنوز
 گوشه ي باغچه توي گلدون
عطرش پيچيده تا هفت تا خونه
 خودش كجاهاست خدا مي دونه
 ميرن آدما ‚ از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا مي مونه
تسبيح و مهر بي بي جون هنوز
گوشه ي طاقچه توي ايوونه
 خودش كجاهاست خدا مي دونه
 خودش كجاهاست خدا مي دونه
ميرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا مي مونه
پرسيد زير لب يكي با حسرت
پرسيد زير لب يكي با حسرت
 از ماها بعد ها چه يادگاري
 مي خواد بمونه خدا مي دونه
 ميرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا مي مونه
 ميرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا مي مونه
 

بابایی خدا بیامرزتت

نوشته شده توسط روزبه بنی فضل در 9:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 9 دی1384

راز

 

یه رازی هست میون ما

بین من و تو و خـدا

واسه همین، وقت سفر

ازت نپرسیدم چــرا

 

تو آسمون بی کســیم

عشقت مثل ستاره بــود

رفتی و من خوب میدونــم

این تنها راه چاره بود

 

- تور سفید بخت تو عزیــزم

می خوام ببینم رو موی قشنگـت

خوشبختی تو آرزوی منه

قربون اون دل همیشه تنگت

- تور سفید بخت تو عزیــزم

می خوام ببینم رو موی قشنگـت

خوشبختی تو آرزوی منه

قربون اون دل همیشه تنگت

 

گذشتن از اون همه عشق

برای من ساده نبود

با اینکه پرپر می زدم

باید می رفتی دیر یا زود

 

دیگه واسه تموم عمر

می گذرم از خواستن تو

یه چیزی مثل معجزه ست

از این به بعد دیدن تو

 

- تور سفید بخت تو عزیزم

می خوام ببینم رو موی قشنگت

خوشبختی تو آرزوی منه

قربون اون دل همیشه تنگت

- تور سفید بخت تو عزیزم

می خوام ببینم رو موی قشنگت

خوشبختی تو آرزوی منه

قربون اون دل همیشه تنگت

 

برو؛ برو عزیز رفتنی

جاتو به دنیــا نمی دم

خیالت آسوده باشه

رازتو هیچ جا نمی گم !!!

 

رازتو هیچ جا نمی گم !!

رازتو هیچ جا نمی گم !

 

این متن و تقدیم میکنم به پروکسیمای زندگیم،

 به کسی که باعث شد این وب لاگ و بنویسم.

و در اینجا می خوام بگم که: امیدوارم مثل سرو همیشه سبز باشه

و میخوام فریاد بزنم که :

 

عاشقم من، عاشقی بی قرارم

کس نداند خبر از دل زارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای مه آرزومندم.

 

نوشته شده توسط روزبه بنی فضل در 9:26 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 3 دی1384

میلاد مسیح مبارک

 

سلام تولد عیسی مسیح بر همه شما مبارک باد 

ناگاه‌ مجوسي‌ چند از مشرق‌ به‌ اُورْشليم‌ آمده‌، گفتند: "كجاست‌ آن‌ مولود كه‌ پادشاه‌ يهود است‌ زيرا كه‌ ستاره‌ او را در مشرق‌ ديده‌ايم‌ و براي‌ پرستش‌ او آمده‌ايم‌؟"روانه‌ شدند كه‌ ناگاه‌ آن‌ ستاره‌اي‌ كه‌ درمشرق‌ ديده‌ بودند، پيش‌ روي‌ ايشان‌ مي‌رفت‌ تا فوق‌ آنجايي‌ كه‌ طفل‌ بود رسيده‌، بايستاد. و چون‌ ستاره‌ را ديدند، بي‌نهايت‌ شاد و خوشحال‌ گشتند   و به‌ خانه‌ درآمده‌، طفل‌ را با مادرش‌ مريم‌ يافتند و به‌ روي‌ در افتاده‌، او را پرستش‌ كردند و ذخاير خود را گشوده‌، هداياي‌ طلا و كُنْدُر و مُّر به‌ وي‌ گذرانيدند.

انجیل متی باب 2

بنا بر روایاتی مجوسیان ایرانی بوده اند، و در واقع ایرانیان جزو اولین افرادی بوده اند که به دیدار عیسی مسیح رفته اند.

عیسآی مسیح بدنیا آمد تا هر چیزی که توسط شیطان از زندگی انسان دزدیده و نابود شده بود به او پس بدهد. آزادی از گناه، زندگی ابدی، مشارکت زنده و دوستانه با خدای حقیقی، شادی، آرامش، سلامتی روحی، روانی و جسمی و امید. تمام این موارد را مسیح با تولد، زندگی، مرگ و قیام خودش از مردگان برای ما مهیا کرد.

بیایید در این کریسمس از خداوند طالب صلح و سلامت برای خود و دیگران باشیم. من تولد عیسی مسیح( ع ) را به همه شما عزیزان و همراهان تبریک میگوییم.

 

دوستان به علت خاصی نظرخواهی و غیر فعال کردم اگه نظراتتونو به پست قبلیم بدین ممنون میشم. 

 

 

 

نوشته شده توسط روزبه بنی فضل در 7:6 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

جمعه 2 دی1384

اَمون

 

 

ای دل

        ای دل

                ای دل

                     ای دل

    عزیزم

 

دارم از یــاد تو میرم، عشق من کاری بکن

شاید از غصه بمیرم، عشق من کاری بکن

کاری بکن- کاری بکن

 

اَمون از این عشقی، که عاشقم نیست

اَمون از این گــل که شقــایقم نیـست

اَمون ار این یــار نفس بریــده

اَمون از این بغضی که هق هق ام نیست

 

تــازه میخواستم، تو دل تو جا شم

تازه میخـــواستم به تو مبتلا شم

خراب شدی رو سر آرزوهـــام

تاوان این عشقو من از تو میخوام

 

نفریــن به من، که پرپرت نکردم

مثـل خودم، دربه درت نکردم

دست تو خوندم و چشامو بستــم

از حال و روزم خبرت نکردم

 

نفرین به تو، که باورم نکردی

عـــاشــق شدم، عاشقترم نکردی

سوختم و دل به هیچ کسی ندادم

تو سایه اَتو تاج سرم نکردی

تو سایه اَتو تاج سرم نکردی

 

" افشین سیاهپوش "

(( این شعر در آلبوم سعید شهروز با نام پسرم هست ))

 

اینم یه لینک جالب مربوط به شب یلدا:

یلدا کارت

 

نوشته شده توسط روزبه بنی فضل در 9:17 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •