پروکسیما
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین این صبح تیره باز دمید از کجا کزو گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست در بارگاه قدس که جای ملال نیست جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند خورشید آسمان و زمین نور مشرقین << برای نازنینم >> من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم یه عزیز دُردونه بودم پیش چشم خیــس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا ... !!! تا که یک روز تو رسیــدی، توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو، تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار؛ نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن: حس عاشقی همینــــــه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد، از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت؛ سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم، چشم براهت لب دریـــــا دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن، میگذره؛ اما به سختــــــی دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن؛ باز سراغت و می گیره می رسه روزی که دیــگه، قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای، می مــــــــــــــونـــــــــــــــــــــــم " شعرها و شكلكها " " به لینکهای بالا و پایین مطلب سر بزنین " وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه توی قطرههای بارون میشکنه بغض صدام پشت این پنجره میشینم و آواز میخونم زیر بارون انتظارت رنگ تازهای داره بعضی وقتها که مییای؛ سر روی شونــم میزاری اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره سلام دوستان مرسی از محبت همتون وشرمنده بابت اینکه نتونستم خبرتون و جبران کنم.
هرچی که خاطره داریم مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو مـــا شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی، آشنا شدن
تو نگاه آخر تو، آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن، همه ی قصه همین بود
میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو، مثه تو تنهای تنها
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
این رستخیز عالم که نامش محرم است
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
پروردهی کنار رسول خدا حسین
همه غصههای دنیا توی سینه منه
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام
منتظر، واسه رسیدنت تو بارون میمونم
منم عاشقترم انگار وقتی بارون میباره
تموم غصههارو از دل من برمیداری
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



