تبليغاتX
پروکسیما




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


پروکسیما

 

...

نیمه گمشده ام یک سیب است، سیب سرخی که ز باغ ازلی می آید.
نیمه گمشده ام یک دریاست؛ چقدر موج و تلاطم دارد.
چقدر جذر، چقدر مد، چقدر آبی روشن دارد
نیمه گمشده ام یک کوه است؛ پر صلابت، پر حجم.
عجب شرم و حیایی دارد
نیمه گمشده ام یک بید است که به مجنون صفتی مشهور است!!!
نیمه گمشده ام یک فصل است که همه فصل خدا را دارد.
نیمه گمشده ام یک ساز است و صدای نی مجنون دارد.
و صدای دل پر درد زمان؛ که برای دل من می خواند.
نیمه گمشده ام یک ابر است، سیرت و صورت زیبا دارد.
ولی گه گاه دلش می گیرد، پس کمی اشک ز خود می بارد.
نیمه گمشده ام یک دشت است، پر ز گلهای شقایق شده است.
پر ز عطر است؛ پر ز سنبل، پر ز خواب گل مریم شده است.
نیمه گمشده ام مهتاب است که شب تار به هم می پوید.
نیمه گمشده ام را، ز خدا می خواهم
و برای دل مهتابیمان نور و عشق ابدی می خواهم.
نور و عشقی ز صفا می خواهم، که میان من و او جاوید است

نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط روزبه بنی فضل| |

 

این غم که تو صدامه، زخم شب گریه هامه

یاد یه عشق کهنه ست که هنوزم باهامه

با ما که راه نیومد، این روزگار نامرد

صدای من بجز تو رو هر دلی اثر کرد

غصه و اشک و حسرت، اول مشق عشقه

حالا همه میدونن، که مشکی رنگ عشقه

کاشکی میشد یه روزی، بشی تو مهربونم

سر بذاری رو شونم، خودم برات بخونم:

 

(( دلم برات تنگ شده جونم، میخوام ببینمت نمیتونم

بین ما دیوارای سنگی، فاصله یه عمره؛ میدونم ))

 

پنجره چشمای تو کاشکی به چشمام وابشه

این بغض چند ساله من، از تو گلوم رها بشه

من که فراموش کردنت چرا و اما داشت برام

بابای بارونت میشم، بیا و گم کن گریه هام

واست دلم واست تنم، ای سر پناه خستگیم

آرامش وجود من، بی تو حروم شد زندگیم

 

از یه بغض قدیمی، ببین کجا رسیدم

میون این جمعیت، هرگز تورو ندیدم

چه باشی چه نباشی؛ از عشق تو می خونم

تا آخرین عمرم، یه مشکی پوش میمــــونم!!!! 

< رضا صادقی >

نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط روزبه بنی فضل| |


Design By : Night Skin