پروکسیما
در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم؛ در دلم، دلتنگی ام را؛ در سکوتم، حرفهای نگفته ام را؛ در لبخندم، غصه هایم را؛ دل من چه خردسال است، ساده مي نگرد، ساده مي خندد، ساده مي پوشد، دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست ساده مي افتد، ساده مي شکند، ساده مي ميرد، دل من تنها، تنها، سخت مي گيرد
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت
8:5 قبل از ظهر توسط روزبه بنی فضل| |
| Design By : Night Skin |


