چهارشنبه 12 تیر1387
دلتنگی

من و دوری و صبوری
من و دلتنگی و تردید
من و چشمایی که جز تو
کس دیگه ای نمی دید
تو که محبوس غروری
تو که در حال عبوری
تو که یادت با من اما
خودت از من خیلی دوری
رقص تردید توی چشمام
خواستن گرمی دستات
صدای تیک تیک ساعت
یاد شیرینی حرفات
هجوم خاطره هامون
رد پای دل سپردن
تلخی گلایه ها رو
دونه به دونه شمردن
من و سایه های غصه
بودنِ نبودن تو
من و دستایی که خالیست
من و ای کاش بودن تو
برگرفته از وبلاگ : بهانه های بارونی

