تبليغاتX
پروکسیما - لحظه آبی عشق!

جمعه 18 مرداد1387

لحظه آبی عشق!

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!
از جایم بلند شدم،
پنجره را باز کردم
و دیدم زندگی هم هر از گاهی زیباست!
شنیدم که کلاغ دیوار نشین حیاط
چه صدای قشنگی دارد!
فهمیدم که بیهوده به جنون ِ مجنون میخندیدم!
فهیدم که عشق،
آسمان روشنی دارد!
رو به روی عکس ِ سیاه و سفید تو ایستادم،
دستهایم را به وسعت ِ « دوستت می دارمباز کردم،
و جهان را در آغوش گرفتم!؟

" یغما گلرویی "

نوشته شده توسط روزبه بنی فضل در 10:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •