پروکسیما
جمعه 8 آذر1387
ساقی

ساقیا، بیگه رسیدی، می بده، مردانه باش
ساقی دیوانگانی، همچو می دیوانه باش
سر به سر پر کن قدح را موی را گُنجا مده
وآن کزین میدان بترسد، گو : ((برو، در خانه باش ))
چون زخود بیگانه گشتی، رو، یگانه مطلقی
بعد از آن خواهی وفا کن، خواه رو بیگانه باش
دُرهای با صدف را سوی دریا راه نیست
گر چنان دریات باید بی صدف دردانه باش
بانگ بر توفان بزن تا او نباشد خیره کُش
شمع را تهدید کن (( کای شمع، چون پروانه باش ))
کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو
((کای مبارک کاسه سر، عشق را پیمانه باش))
لانه تو عشق بودست، ای همای لایزال
عشق را محکم بگیر و ساکن این لانه باش
" مولانا جلال الدین محمد بلخی "
نوشته شده توسط روزبه بنی فضل
در 8:51 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

